در میان مباحثی که این روزها در مورد انتخابات ریاست جمهوری مطرح می شوند، آنچه مورد بررسی و توجه کمتری قرار می گیرد شرایط خاص حاکم بر جامعه ایران و پیامد های آن است.
دولت احمدی نژاد از لحاظ فشار اقتصادی و روانی بر مردم، سرکوب و سعی در جهت ایجاد فضای بسته در جامعه ی مدنی، در طول تاریخ معاصر، کم سابقه و بلکه بی سابقه است و در چنین شرایط بی سابقه ای باید واکنش بی سابقه ای را هم از مردم انتظار داشت.
بسیار شنیده می شود که خاتمی همچنان محبوب ترین چهره ی اصلاح طلب است و بالاترین اقبال عمومی را داراست. گفته می شود که جامعه ی ایران مطالبات اصلاح طلبانه دارد و خلاصه اینکه اصلاح طلبان در انتخابات آتی مورد استقبال قرار خواهند گرفت.
اثبات این که سید محمد خاتمی هنوز در بین مردم محبوب ترین و مطرح ترین افراد البته در میان سایر اصلاح طلبان است و شانس بیشتری برای پیروزی در انتخابات دارد مورد نظر من نیست. سوال این جاست که محبوبیت خاتمی یا به طور کلی جریان اصلاحات در شرایط فعلی تا چه اندازه به معنای اصیل محبوبیت نزدیک است؟
حکایت کسی است که در حال غرق شدن در آب است و به هر چه دست می آویزد تا از مرگ نجات یابد و در آن زمان به سود و زیانی که از این آویختن نصیبش خواهد شد نمی اندیشد. گرچه همچنان عقلانیست آویختن به آن نجات دهنده. چون غریق را چاره ای جز این نیست.
به فرض که اصلاح طلبان به ائتلاف می رسند، آقای خاتمی یا کاندیدای احتمالی دیگری تایید صلاحیت می شود، انتخابات برگزار می شود و ایشان مورد استقبال اکثریت مردم ایران قرار می گیرند و به اصطلاح در انتخابات پیروز می شویم.
اما این رای تا چه اندازه از آن اصلاحات است؟
این واقعیت را نباید نادیده گرفت که اصلاحات برای بسیاری از مردم هرگز ایده آل نبوده. باوری که خود را با آن جمله ی رایج بین بد و بدتر باید بد را انتخاب کرد، نشان می دهد. البته این باور خاص عامه ی مردم نبوده و بخش عمده ای از جامعه ی تحول خواه آن را با شکلی متفاوت مثلا با عنوان لزوم تکیه بر مطالبات حداقلی تعبیر می کنند.
صرفا تکیه بر مطالبات حداقلی انتقاد چون منی را برنمی انگیزد، چرا که خود شامل همان بخش از جامعه ی تحول خواه است!
اما این جا جای ابهام است که واژه ای مبهم و نسبی مانند بد باید چگونه معنی شود. ورود چنین واژه هایی به حوزه ی اندیشه ی سیاسی آینده ی روشنی را رقم نمی زند. اینکه در شرایط فعلی و تحت فشار دولت احمدی نژاد مردم به اصلاح طلبان روی آورند، در حالی که هنوز مشکلاتی با اندیشه ی اصلاح طلبانه وجود دارد، گرچه انتخابیست لازم اما به تنهایی آگاهانه نخواهد بود.
در رابطه با تعریف اصلاحات، خط قرمزها و ظرفیت هایش هنوز مسائل و ابهامات بسیاری وجود دارد که برای نهادینه شدن اصلاحات نیاز به حل و رفع آن هاست.
مجبور بودن برای محبوب بودن کفایت نمی کند.
نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 توسط ستاره | لينك ثابت |
