چند روز پيش در وبلاگ يكي از یاران اصلاح طلب در بخش نظرات كامنت هايي را خواندم كه حقيقتا مرا به فكر واداشت. باورش برايم سخت بود عزيزان اصلاح طلب چنين ادبياتي را براي بحث با یکدیگر برگزينند. مرا با محتواي مباحث كاري نيست و نيازي نيز به آوردن كامنت هاي مذكور نيست و اين تنها بهانه اي شد براي انتقاد و شايد گلايه هايي٬ حتی و شاید به خصوص از بزرگان اصلاحات. شاید اینکه از حزب و شخص خاصی نام نمی برم را نشانی از زیرکی بدانید. انکار نمی کنم که با این عمل از بحث های حاشیه ای جلوگیری می شود. اما قرض نه اینست. خواستم مخاطب همه باشند. حتی خودم.
از متهم كردن يكديگر به تفرقه افكني آغاز مي كنم. بيماري مهلكي كه نظام از ابتدا به آن دچار بود و اپوزيسيون هم كم و بيش درگير با آن، گويا احمقانه بود اصلاح طلبان را از آن مصون پنداشتن.
خاطره ي تلخ انتخابات دوره ي نهم رياست جمهوري از ذهن پاك نشدنيست و نتيجه اي که البته تنها یکی از عللش عدم اتحاد ما بود٬ فراموش نشدني. این تجربه به ما آموخت که چند دستگی و معرفی چند کاندیدا که البته در شرایطی دیگر می تواند نشانی از پیشرفت باشد٬ در چنان وضع و حالی عامل شکست خواهد بود. این را آموختیم و برای آموختنش بهایی گزاف پرداختیم.
اما از هراس چاله به چاه افتادن نيز عقلاني نيست. به بهانه و به دليل جلوگيري از تفرقه يكديگر را از سخن گفتن منع كردن نه تنها با اصول دموكراسي مغايرت دارد كه باعث ركود و نزول است و حل نشدن مشكلات. بي گمان از هراس درد استخوان شكسته بد پيوند خواهد خورد و فعلا استخوان اصلاحات از همه شكسته تر.
ضمنا این از حربه هاييست كه كاربرد زيادي دارد وقتي نظام مي خواهد جامعه را به بهانه اي وادار به سكوت كند و شایسته نیست ادعاي اصلاح نظام و عملكردي مشابه...
اگر قرار بر اين است اتحاد اين چنين به وجود آيد پس پايدار باد تفرقه و گسستگي. آنچه باعث اتحاد است رفتار دموكراتيك و تحمل نظر مخالف است و شكي نيست اتحاد كاذب سم كشنده ايست. تفرقه نيز زاده ي مطلق گراييست و اتفاقا چنان ادبيات و اتهاماتی. تكثر آرا را نشان تفرقه دانستن انديشه دوستان كيهانيست. بد نيست ما هم امسال را سال همبستگي ملي اصلاح طلبان اعلام كنيم و بهانه ايجاد تفرقه با چوب و چماق به جان هم بيفتيم! فرضا بهانه به جاي مبارزه با آمريكا مبارزه با جناح مقابل باشد و محافظه كاران.
مطلب ديگر قابل ذكر محكوم كردن هم به جدايي از اصلاحات است و يكديگر را غير اصيل خطاب كردن. اين هم مفهوميست بسيار آشناست. اصلاح طلبان خود بزرگترين زخم خورده ي اين خودي و غيرخودي كردن ها هستند. نه در "خود" حكومت جايي دارند و نه در "خود" مخالفين نظام و به عبارتي غير خودي ترين گروه برایشان نام مناسبیست. جالب اينكه با وجود اين تجارب ارزنده! و دردناك خود نيز اين خطا را مرتكب شديم. به علت اختلاف عقايد مرزها و ديوارها را پر رنگ كردن است كه تفرقه ايجاد خواهد كرد. بگذاريم اصلاحات نقطه ي مشترك جاودان ما باشد و دليلي براي يگانگي.
گرچه جای تبرئه کردن نیست٬ اما وقتی دردی و زخمی در جامعه ای رایج است ساده انگاریست که از سلامت خود مطمئن باشی. با وجود این بدان سبب که نام اصلاح طلب بر خود داریم و هدف نیز حقیقتا اصلاح است٬ باید اصلاح خود را در الویت قرار دهیم. از آنجا که گفته اند هر چه بگنند نمکش می زنیم و باقی ماجرا...
پ.ن: سخنان آقای کروبی قابل توجه و خواندنیست.
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 توسط ستاره | لينك ثابت |
