تبليغاتX
طبقه دوازدهم
طبقه دوازدهم
درباره وبلاگ
فقط به احتمال و بیشتر از آن، با یقین به وجود در است که آدمی گرد منطقه محصوری می گردد.
الف.بامداد
منوي اصلي
صفحه نخست
آرشيو مطالب
پست الکترونیک
آرشيو مطالب
دوستان
میرکا
آش ایرونی
سبک ایرانی
عبور از راه بی نقشه
آنیما
مستطیل
نگار کویر
بند 209
خبرنامه دانشجويان تهران مركز
یاس و داس
ندای مردم خاموش
بیرجند نیوز
کافه ژورنال
موناد
هراس تلخ اندیشه
میرا
به شکوفه ها به باران، برسان سلام ما را
شیخ حق گو
ما همه خوبیم
مظنونین همیشگی
سرزمین گوجه های سبز
پيوندها
بی بی سی فارسی
روز آنلاین
ایسنا
ادوار نیوز
روزنا
تغییر برای برابری
مدرسه فمنیسیتی
کانون زنان ایران
دکتر سروش
سید محمد خاتمی
مسعود بهنود
محسن کدیور
محمدعلی ابطحی
مهاجرانی و جمیله کدیور
عباس عبدی
عمادالدین باقی
ابراهیم نبوی
سعید شریعتی
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
قالب وبلاگ
امكانات

خرداد ماهيست كه هر روزش يادي در خود دارد و خاطره اي و دقايقش هر كدام مفهومي دارند براي هر نسل و بعضي روزهايش مسير تاريخ را تغيير داده اند. ولي تا  22 خرداد 84، خرداد ايراني، نام زن ايراني بر خود نداشت. چنان كه تاريخ ايران زمين نيز. بايد در ميان ورق هاي پنهان شده ي تاريخ مي گشتي تا نشاني بيابي از او يا ذره بين مي انداختي تا شايد ببينيش يا زمزمه اش بشنوي. 22 خرداد نقطه ي عطفي بود در جنبش زنان ايران و روز همبستگي  زنان ايران نام گرفت. اگرچه در عمل روز همبستگي معدودي از زنان بود اما پيماني بود و آغازي انگار، براي رسيدن به همبستگي نه تنها زنان، كه همه ي مردان و زنان ايران براي گذشتن از همه ي مرزها و رسيدن به انسانيت. حتي در آينده اي دور...

جنبش زنان ايران درچند سال اخير با فراز و فرود هاي بسياري رو به رو بوده، گاهي دچار سردرگمي شده، گاهي انفعال پيشه كرده و گوشه اي نشسته ، چند بار حتي از بند 209 سردرآورده و بسياري اوقات هم آنچه را پيش گرفته كه بايد. در اين ميان يكي از مسائلي كه همواره چه در محافل سياسي و چه در ميان فعالين اين جنبش مطرح بوده رابطه ي آن با سياست است يا واضح تر بگويم بحث بر سر اين جمله كه جنبش زنان سياسي نيست.

مشخص است كه در فعاليت هاي اجتماعي خواسته هاي سياسي جاي چنداني ندارد و از اهميت و نقش محدودي برخوردار است، با اين حال آنچه بر آن تاكيد مي شود اينست كه چون بخش عمده اي از مطالبات زنان به تغيير قوانين مربوط مي شود پس مسلما به سياست پيوند مي خورد. البته پيوند اين دو اجتناب ناپذير و ناممكن است، اما پيوند متفاوت است با سياسي نام دادن آن. اگر قرار باشد هر آنچه با سياست پيوند مي خورد، يا روي با قانون و دولت دارد را سياسي انگاريم، پس نه تنها هر اعتراض و اعتصاب، كه هر عمل روزمره اي را هم بايد فعاليت سياسي تلقي كنيم، چرا كه ما در كشوري زندگي مي كنيم كه قانوني دارد و دولتي و متاسفانه اين قانون و دولت به كوچكترين حركت ما حساس است.

البته آنچه شايان توجه است اين كه سياسي نماياندن اين جنبش چه پيامدهايي خواهد داشت.

از طرفي مردم از فعاليت هاي سياسي  استقبال چنداني نمي كنند. چرا كه اكثرا يا به دليل برخورد هاي حكومت از آن مي هراسند و يا به آن اميد چنداني ندارند و اعتماد نمي كنند و اين مانعي مي شود در جهت مردمي شدن جنبش که اصلی ترین هدف آنست. 

از طرف ديگر حكومت هر انتقاد و اعتراضي را در جهت براندازي مي داند و حتي تشكل هاي مدني را ارگان هايي در صدد توطئه و تغيير ر‍ژيم. ديگر چه رسد به اينكه نام فعاليت سياسي هم به ميان آيد.

بايد در نظر داشت كه منظور از سياسي نماياندن تنها اين نيست كه نام جنبش سياسي بر آن نهيم بلكه عمدتا منظور رفتارها و شيوه هاييست  كه چنين ديدگاهي را شكل مي دهند.

در بيانيه ي 22 خرداد امسال با وجود اينكه بر رويداد هاي سياسي و اجتماعي بسياري اشاره  و بر تاثير اين امور بر مسائل زنان تاكيد شده بود و مهم تر از آن پيامد هاي برخورد هاي نظام را به صورت نسبتا صريح بيان كرده بودند، در آخر نيز نكته اي گفته شده بود كه مي پندارم جنبش زنان را به مسيري كه بايد رهنمون مي شد:

"...و از سوی دیگر به پاس فعالیت های تعمیق یافته جنبش زنان در قالب «طرح آموزش چهره به چهره» در شناخت قوانین تبعیض آمیز و جمع آوری یک میلیون امضاء، و مقاومت مداوم، یکپارچه و آهسته و پیوسته ای که جنبش زنان طی یکسال اخیر در قالب کمپین های مختلف پی گرفته، همچنین به منظور تداوم و تثبیت فرایند همین تلاش ها، امسال (1386) سالروز 22 خرداد را به جای تمرکز بر کنشی اعتراضی به صورت برگزاری تجمع در یک میدان و در یک شهر، با پی گیری و گسترش روش «گفتگوی چهره به چهره» که جنبش زنان پایه گذارده، خواسته های خود را در تمام کشور همچنان تکثیر می کنیم."  

 

 

 


نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 توسط ستاره | لينك ثابت |

امروز 10 سال - انگار هزار سال و انگار يك روز- مي گذرد از روزي كه...

از روزي كه نامي بر آن نمي توان نهاد. تاريخ و تقويم نامي برايش ندارند. نه اينكه آنقدر بزرگ باشد يا بسيار كوچك. قصه اينست كه در زمان و در تاريخ نمي گنجد.

امروز بود؟ ديروز؟ يا فردا؟ بگذاريد ميلادش را جشن نگيريم. نه مرگي و نه ميلادي.

واين چنين٬ فردا وقتی خورشید دوباره می درخشد خواهيم گفت: امروز هم مي تواند دوم خرداد باشد و دوباره شوري خواهد بود و لبخندي...

و می تواند بود...

چه نيازي به خورشيد؟ هر شبمان دوم خرداد باشد و خود٬ خورشید نیمه شب...

و اين چنين٬ در مرگ همه ي ستارگان و خورشيد ها، در زندان و در اندوه٬ اميد زنده خواهد بود.

اصلاحات زنده است،

نه...

اصلاحات نه زنده است و نه مرده...

 

 

 


نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386 توسط ستاره | لينك ثابت |