آقای خاتمی دوشنبه ی گذشته (روز خبرنگار) گفت و گویی داشته اند با خبرگزاری ایسنا. بعد از خواندن این مصاحبه ذکر چند نکته و انتقاد را لازم دانستم:
« يكي از مشكلات امروز و ديروز ما اين بود كه براي اصلاحات تعريف درستي نكرديم و هركسي از ظن خود يار اصلاحات شد.»
بخشی از این سخن را کاملا صحیح می دانم. اصلاحات تعریف مشخصی نداشت و هر کسی از ظن خود یار آن شد. اما...
به نظرم اینکه ما اصلاحات را تعریف درستی نکردیم کمی شکسته نفسیست و می پندارم آقای خاتمی کم لطفی کرده و همه ی تقصیرات را به گردن گرفته اند. بله... نمی گویم اصلاح طلبان بی تقصیر بودند اما مقصر اصلی کسانی بودند که از ظن خود یار آن شدند. اصلا بنیاد کار بر اصلاح بود. اصلاح یعنی اصلاح نه انقلاب. در ضمن پایه ی شعار های اصلاحات بر اصل دموکراسی بود و تندروی و تغیرات ناگهانی آنچنانی ضد آن. مردم ما به دنبال قهرمان بودند که مسلما نمی توان یافت آن را در یک حرکت اصلاحی که البته این قهرمان پرستی عوامل تاریخی و اجتماعی بسیاری دارد و ناعادلانه است همه ی تقصیرات را بر گردن مردم انداختن.
و مساله ای دیگر این تیتر روزنامه هاست: خاتمی: افتخار فناوري هستهاي مال دولت من است.
اگر اصل مصاحبه را بخوانید می بینید این عمل یکی دو تا روزنامه های اصلاح طلب و تیتر کردن این جمله ناشی گری بوده و اگر کسی فقط تیتر را نگاه کند می پندارد که این نه تنها به معنی تایید سیاست های دولت فعلی بلکه افتخار(یا در واقع ننگ) آنها را به حساب خود گذاشتن است. و اما جز تیتر انتقاد من بر خود مصاحبه نیز هست. زیرا در هیچ کجا آقای خاتمی مخالفت خود را به صورت آشکاربیان نکرده اند. اینکه اصلاح طلبان در مورد سیاست های خارجی دولت فعلی سکوت کرده اند را چندان صحیح نمی دانم. شاید به نظرشان این ظاهر سازی در اتحاد باعث موفقیت ایران در عرصه ی جهانی شود. اما:
1.آیا این روش این شبهه را به وجود نمی آورد که همه در ایران با سیاست های دولت موافقند و جای هیچ امیدی نیست؟ و این برخورد هایی را که در آینده ی نزدیک با آن مواجه خواهیم شد را تند تر نخواهد کرد؟
2. همیشه بهانه ای هست اگر قرار باشد به خاطر وجودش دست از انتقاد بکشیم که همیشه باید سکوت کرد بسیاری دولت ها در طول تاریخ اصلا دشمن سازی کرده اند برای ایجاد اتحاد کاذب. در ضمن انتقاد نه باعث تضعیف بلکه باعث تقویت می شود در نتیجه در شرایط بحرانی نه تنها نباید کم شود بلکه باید افزایش هم پیدا کند. انتقاد اصلا نباید مساوی با تفرقه باشد و اگر هم هست این تفرقه بهای کمیست در مقابل آنچه بدست می آید و چاره ای جز پذیرشش نیست و تنها راه این است با استفاده ازسیاست هایی آن را کاهش دهند.
البته دلیل دیگر این سکوت می تواند این باشد که بعدا بهانه نیاورند که گروهی در کار دولت سنگ اندازی کرده اند و... که البته این احتمال را با توجه به سیاست و روش اصلاح طلبان بعید می دانم. ندیده ام تا کنون منافع خود را به منافع ملی ترجیح دهند.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 توسط ستاره | لينك ثابت |
