تبليغاتX
طبقه دوازدهم
طبقه دوازدهم
درباره وبلاگ
فقط به احتمال و بیشتر از آن، با یقین به وجود در است که آدمی گرد منطقه محصوری می گردد.
الف.بامداد
منوي اصلي
صفحه نخست
آرشيو مطالب
پست الکترونیک
آرشيو مطالب
دوستان
میرکا
آش ایرونی
سبک ایرانی
عبور از راه بی نقشه
آنیما
مستطیل
نگار کویر
بند 209
خبرنامه دانشجويان تهران مركز
یاس و داس
ندای مردم خاموش
بیرجند نیوز
کافه ژورنال
موناد
هراس تلخ اندیشه
میرا
به شکوفه ها به باران، برسان سلام ما را
شیخ حق گو
ما همه خوبیم
مظنونین همیشگی
سرزمین گوجه های سبز
پيوندها
بی بی سی فارسی
روز آنلاین
ایسنا
ادوار نیوز
روزنا
تغییر برای برابری
مدرسه فمنیسیتی
کانون زنان ایران
دکتر سروش
سید محمد خاتمی
مسعود بهنود
محسن کدیور
محمدعلی ابطحی
مهاجرانی و جمیله کدیور
عباس عبدی
عمادالدین باقی
ابراهیم نبوی
سعید شریعتی
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
قالب وبلاگ
امكانات

آقای خاتمی دوشنبه ی گذشته (روز خبرنگار) گفت و گویی داشته اند با خبرگزاری ایسنا. بعد از خواندن این مصاحبه ذکر چند نکته و انتقاد را لازم دانستم:

 « يكي از مشكلات امروز و ديروز ما اين بود كه براي اصلاحات تعريف درستي نكرديم و هركسي از ظن خود يار اصلاحات شد.»

بخشی از این سخن را کاملا صحیح می دانم. اصلاحات تعریف مشخصی نداشت و هر کسی از ظن خود یار آن شد. اما...

به نظرم اینکه ما اصلاحات را تعریف درستی نکردیم کمی شکسته نفسیست و می پندارم آقای خاتمی کم لطفی کرده و همه ی تقصیرات را به گردن گرفته اند. بله... نمی گویم اصلاح طلبان بی تقصیر بودند اما مقصر اصلی کسانی بودند که از ظن خود یار آن شدند. اصلا بنیاد کار بر اصلاح بود. اصلاح یعنی اصلاح نه انقلاب. در ضمن پایه ی شعار های اصلاحات بر اصل دموکراسی بود و تندروی و تغیرات ناگهانی آنچنانی ضد آن. مردم ما به دنبال قهرمان بودند که مسلما نمی توان یافت آن را در یک حرکت اصلاحی که البته این قهرمان پرستی عوامل تاریخی و اجتماعی بسیاری دارد و ناعادلانه است همه ی تقصیرات را بر گردن مردم انداختن.

و مساله ای دیگر این تیتر روزنامه هاست: خاتمی:  افتخار فناوري هسته‌اي مال دولت من است.

اگر اصل مصاحبه را بخوانید می بینید این عمل یکی دو تا روزنامه های اصلاح طلب و تیتر کردن این جمله ناشی گری بوده و اگر کسی فقط تیتر را نگاه کند می پندارد که این نه تنها به معنی تایید سیاست های دولت فعلی بلکه افتخار(یا در واقع ننگ) آنها را به حساب خود گذاشتن است. و اما جز تیتر انتقاد من بر خود مصاحبه نیز هست. زیرا در هیچ کجا آقای خاتمی مخالفت خود را به صورت آشکاربیان نکرده اند. اینکه اصلاح طلبان در مورد سیاست های خارجی دولت فعلی سکوت کرده اند را چندان صحیح نمی دانم. شاید به نظرشان این ظاهر سازی در اتحاد باعث موفقیت ایران در عرصه ی جهانی شود. اما:

 1.آیا  این روش این شبهه را به وجود نمی آورد که همه در ایران با سیاست های دولت موافقند و جای هیچ امیدی نیست؟ و این برخورد هایی را که در آینده ی نزدیک با آن مواجه خواهیم شد را تند تر نخواهد کرد؟

 2. همیشه بهانه ای هست اگر قرار باشد به خاطر وجودش دست از انتقاد بکشیم که همیشه باید سکوت کرد بسیاری دولت ها در طول تاریخ اصلا دشمن سازی کرده اند برای ایجاد اتحاد کاذب.  در ضمن انتقاد نه باعث تضعیف بلکه باعث تقویت می شود در نتیجه در شرایط بحرانی نه تنها نباید کم شود بلکه باید افزایش هم پیدا کند. انتقاد اصلا نباید مساوی با تفرقه باشد و اگر هم هست این تفرقه بهای کمیست در مقابل آنچه بدست می آید و چاره ای جز پذیرشش نیست و تنها راه این است  با  استفاده ازسیاست هایی آن را کاهش دهند.

البته دلیل دیگر این سکوت می تواند این باشد که بعدا بهانه نیاورند که گروهی در کار دولت سنگ اندازی کرده اند و... که البته این احتمال را با توجه به سیاست و روش اصلاح طلبان بعید می دانم. ندیده ام تا کنون منافع خود را به منافع ملی ترجیح دهند.

متن کامل مصاحبه در ایسنا

خلاصه اش در اعتماد ملی

 

 

 


نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 توسط ستاره | لينك ثابت |

هم‌زمان با روز خبرنگار؛ رييس جمهور فردا با خبرنگاران ديدار مي‌كند (ایسنا)

این که رییس جمهور با خبرنگاران دیدار کند به خودی خود حرکتیست مثبت اما من بسیار نکته ها را می بینم در تضاد با این حرکت فکر نمی کنم نیاز به یادآوری باشد که انتخابات انجمن صنفی  با چه دردسری برگزار شد هنوز هم معلوم نیست تایید شود یا نه که مانا نیستانی به خاطر یک سو ء تفاهم  هنوز در بند است که مطبوعات چقدر بسته اند و سرکوب به حدیست که کسی سخنی نمی گوید مانند گذشته که بخواهند دستگیرش کنند. دیدار با خبرنگاران به معنی حمایت از اطلاع رسانیست در حالی که ما دوره ای را می گذرانیم که از لحاظ میزان آزادی از بدترین دوران است. فراموش نمی کنم  محمدی دفن شد بدون اینکه حتی اجازه دهند علت مرگ توسط یک نهاد بی طرف تعین شود...

این موضوع مرا به یاد اجازه ی ورود زنان به استادیوم انداخت در حالی که مدتی بعد در روز ۲۲ خرداد جمع کثیری از فعالان حقوق زنان دستگیر شدند.

و هر چه جست و جو کنی عامل دیگری نمی بینی جز عوام فریبی در این رفتار ها : نمی توانی به خود بگویی که دولت نمی پسنند این رفتار ها را اما قدرت مقابله ی آنچنانی ندارد. مانند تجربه ی (هشت سال گذشته). چون در بسیاری شرایط این ها نه تنها توسط دولت حمایت و تقویت شده  بلکه در بسیاری عامل اجرایی و فاعلی خود دولت بوده. و حتی حمایت خود را به صورت علنی ابراز داشته است.

این تضاد های آشکار نه تنها باعث تسلای مردم نمی شود بلکه در چنین شرایطی باعث بر انگیختن خشم مردم و تمسخر دولت توسط همگان خواهد شد. و مساله اینست که بعد از مدتی حکومت تبدیل می شود به یک چوپان دروغگو (که البته شده است) و نه راه پیشی می ماند نه راه پسی و بی اعتمادی به جایی می رسد که مشکل را تغییر دولت هم حل نمی کند. به یاد می آورید آن شعار ما می خواهیم خر عوض شود پالونش را عوض می کنند را؟ کار را به جایی نرسانید که به اقدام برای نابودی خر بکشد آقایان. بهایش گزاف است. هم برای مردم هم برای شما....

پ.ن: کانون زنان فیلترشد. آدرس جدید: http://www.irwomen.net/


نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 توسط ستاره | لينك ثابت |

 

پست امروز اختصاص دارد به مشخصات موجودی به نام انسان:

انسان واژه اییست متشکل از پنج حرف و دو هجا

میانگین عمر طبیعی این جاندار 75 سال، دمای طبیعی بدن 37 درجه سانتی گراد، از تیره ی پستانداران

این انسان موجودیست که با بقیه جانداران فرق هایی جزئی دارد...مثلا لباس می پوشد... حرف می زند... چقدر هم خوب بلد است...انسان کارهای دیگری هم بلد است... آنقدر که نمی داند کی باید کدام را انجام بدهد....

انسان ها موجودات عجیبیند...مثلا گروهی از آنها به دنبال هم راه می افتند و همدیگر را می کشند...آنقدر می کشند... آنقدر می کشند....که نمی دانید...من هم نمی دانم....میلیون ها سال است این کار را انجام می دهند. این سرگرمی مورد علاقه این موجود دو پاست...آنها چیزی هم دارند به نام دموکراسی، چیز دیگری به نام عشق و چیزی به نام زندگی....اما هر چه نگاه می کنی نمی بینی این ها...حالا بگرد شاید پیدا کردی...نه، نه پیدا نمی شود...

مگر نمی دانی شاعرشان گفته آنچه یافت می نشود آنم آرزوست؟

انسان ها عاشق آرزو هستند.....

خوب نگاه کن... خوب خوب خوب....با دقت نگاه کن...ببین چیزی می بینی جز این از انسان؟ انسانی که همنوعان بی گناه خود را به خاک و خون کشیده...انسان پوک... انسان پوک پر از اعتماد...

نگاه کن به چشمان کودکانی که دیگر هیچ چیز ندارند...حتی جانشان را...

نگاه کن...

البته نگاه کردن برای این موجودات کمی دشوار است....

برای اطلاعات بیشتر من طریقه ی این کار را به شما آموزش می دهم:

اول باید کمی احساس مسئولیت کنی

 بعد تلویزیون را روشن می کنی

(فرقی ندارد چه کانالی چون سیما نصف  سیمای حقیقت را خوب بلد است نشان دهد)

بعد سعی می کنی کمی فکر کنی

کمی هم اگر می توانی احساس

نگاه کن از جایی دور...از عمق انسانیت....از فرای نژاد، فرای دین، فرای مرز های جغرافیایی، فرای سیاست ها و سیاست مداران...نگاه کن به انسان های آواره...خانه های ویران شده...به اشک ها... به مرگ ها....

نگاه کن شاید در پشت آن چشم های له شده در عمق انجماد یک چیز نیمزنده ی مغشوش...

نگاه کن شاید بفهمی چقدر فاصله گرفته ایم....

نگاه کن شاید....

شاید...ولی چه خالی بی پایانی...

انسان واژه اییست متشکل از پنج حرف و دو هجا، میانگین عمر طبیعی این جاندار 75 سال....

 

پ.ن: با سپاس از بابک عزیز به خاطر پیشنهادش

پ.ن 2: آدرس جدید وبلاگ بهنود: http://www.behnoudonline.net/

پ.ن۳:(این قسمت بعدا اضافه شد) اکبر محمدی در زندان در گذشت یا کشته شد یا شهید شد. مهم اینست که در زندان مرد...صدمین سالگرد مشروطیت....هنوز کسی در زندان می میرد...ای وای بر من...ای وای بر ما...وای بر ایران...ای وای...


نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1385 توسط ستاره | لينك ثابت |