تبليغاتX
طبقه دوازدهم
طبقه دوازدهم
درباره وبلاگ
فقط به احتمال و بیشتر از آن، با یقین به وجود در است که آدمی گرد منطقه محصوری می گردد.
الف.بامداد
منوي اصلي
صفحه نخست
آرشيو مطالب
پست الکترونیک
آرشيو مطالب
دوستان
میرکا
آش ایرونی
سبک ایرانی
عبور از راه بی نقشه
آنیما
مستطیل
نگار کویر
بند 209
خبرنامه دانشجويان تهران مركز
یاس و داس
ندای مردم خاموش
بیرجند نیوز
کافه ژورنال
موناد
هراس تلخ اندیشه
میرا
به شکوفه ها به باران، برسان سلام ما را
شیخ حق گو
ما همه خوبیم
مظنونین همیشگی
سرزمین گوجه های سبز
پيوندها
بی بی سی فارسی
روز آنلاین
ایسنا
ادوار نیوز
روزنا
تغییر برای برابری
مدرسه فمنیسیتی
کانون زنان ایران
دکتر سروش
سید محمد خاتمی
مسعود بهنود
محسن کدیور
محمدعلی ابطحی
مهاجرانی و جمیله کدیور
عباس عبدی
عمادالدین باقی
ابراهیم نبوی
سعید شریعتی
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
قالب وبلاگ
امكانات

خبری که این روزها در صدر اخبار جهان قرار گرفته، درگیری حزب الله لبنان با اسرائیل است. اگر هم پایین صفحه را نگاه کنی یا در گوشه و کنار ها  چشمی بگردانی، خواهی دید نظرات رهبری و ریاست جمهوری و این و آن مقام ایران را با تیتری کوچکتر. آنچه به نظرم مهم تر رسید از بررسی این جریان این بود که آیا دخالت ایران در این زد و خورد ها بجاست  به خصوص در چنین شرایط حساسی در عرصه ی بین الملل؟

و چند نکته به نظرم آمد که می تواند در این چند مورد خلاصه شان کرد:

1.نتیجه این درگیری ها از دو حالت خارج نیست:

حالت اول اینکه یکی غالب و دیگری مغلوب می شود.

و در حالت دوم همان طور که بی دلیل شروع شده، بی دلیل هم تمام می شود و حزب الله لبنان ناگهان سکوت می کند و اسرائیل هم می نشیند سر جایش و خلاصه داستان به طریقی به پایان می رسد چنان که سال هاست چنین شده.

 در مورد حالت اول: هر سیاستمدار با تجربه و آینده نگری می داند بر روی بازی که برنده و بازنده  آن را "قطعا" مشخص نیست نباید سرمایه گذاری کرد و ومهم تر از آن می داند که اگر امکان پیشبینی هم باشد احتمال برد طرفی که امکانات بیشتری دارد بیشترست و انگشت نمی گذارد روی بازنده.

و در حالت دوم: در چنین مواردی کاسه کوزه ها سر آن کسی می شکند که دخالت نا به جا کرده و حتی گاهی او قربانی می شود برای آشتی و اگر هم چنین نشود هم حداقل اینست که  می شود هم از این جا رانده و از آن جا مانده و هم بهایی پرداخته.

2.مساله اینست که سیاست های هر دو جریان ضد حقوق بشر و ضد ارزش های انسانیست. پس پشتیبانی از هر یک مساوی با هم سو شدن با این جریان هاست و به شدت مضر، به خصوص برای ما.

3.به دلیل اینکه ایران پیرامون تامین تسلیحاتی حزب الله مورد ظن قرار گرفته حمایت از این گروه مهر تاییدی خواهد بود که این شک را به یقین تبدیل می کند و این غیر منطقی نیست اگر بپندارند کشوری که رهبرش از مسلح بودن حزب الله دفاع کند به آنها سلاح هم بدهد. و اگر این تایید شود قید انرژی هسته ای و این ها را که هیچ، قید امنیت ملی را هم باید زد.

4.سخنانی که به گونه ای دال بر تمایل ایران به ادامه ی جنگند این نگرش را در افکار عمومی جهان تقویت خواهند کرد که ایران سعی در تشدید این نا آرامی دارد تا مساله ی انرژی هسته ای به فراموشی سپرده شود.

5.ایران چون خود به نوعی ناقض حقوق بشر است، اعتراضش به اعمال هیچ یک از دو طرف نمی تواند مشروعیت داشته باشد.

6.کشوری حق دارد خود را سرگرم مسائل کشور های دیگر کند که خود هزار و یک مشکل نداشته باشد چه در عرصه داخلی و چه خارجی.

- البته این ها همه فقط در مورد دخالت ها و موضع گیری هایی بود غیر از کمک نظامی و مانند آن . کمک تسلیهاتی به کشوری که در حال جنگ است، در هیچ شرایطی نه از لحاظ انسانی پذیرفته است و نه حتی اندکی مورد تایید جهانیان.

 

پ.ن:      فراخوان بزرگ اينترنتي وبلاگ نويسان و صاحبان سايت و خبرگزاري ها :

اعلام انزجار به انسان كشي . دست ياري ببخش شما و دوستان را مي فشاريم . ارج نهادن به جان آدمي مرز و رنگ و نژاد و دين و اعتقاد نمي شناسد . اين خوي توحش است كه انزجار ما را بر مي انگيزد . هيچ مرام ، مذهب ، و يا فرامين كتب مقدس و يا آسماني ، و هيچ گروه و دسته ، حزب و فرقه نميتواند با هر توجيحي ، حتي از نوع آسماني آن دست به كشتار و خونريزي بزند .

شما و همه دوستان را در اين حركت انساني در روز سوم امرداد روز بي مرگي به ياري ميخوانيم . براي اطلاعات بيشتر به لينك هاي زير مراجعه كنيد .

براي دوستانتان ارسال كنيد .

http://1andish.parsiblog.com

http://2andish.parsiblog.com

http://groups.google.com/group/negaresh


نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 توسط ستاره | لينك ثابت |
در مقدمه‌ي قانون اساسي تحت‌عنوان "وسايل ارتباط جمعي" نظارت بر عملكرد مسؤولان به‌عنوان يك حق مسلم براي مردم شناخته شده است؛ و نيز در اصل هشتم قانون اساسي نقد گفتار و رفتار مسؤولان به‌عنوان يك وظيفه‌ي همگاني به‌رسميت شناخته شده است.

يكـي از راه‌هاي اعمال نظارت مـردم و نقد سياست‌هاي مسؤولان استفـاده‌ي بهينه از رسانـه‌هاي گروهي است و به‌همين‌دليل در اصل بيست‌و‌چهارم قانوني اساسي، آزادي مطبوعات به‌عنوان يك "حق براي ملت ايران" به‌رسميت شناخته شده است.

بديهي است وقتي سخن از آزادي مطبوعات به ميان مي‌آيد، آن‌چه به ذهن خطور مي‌كند، بيش‌تر انتقادات و ايرادگيري‌هاي سازنده است تا مديحه‌سرايي‌ها و نقل حوادث و تعريف و تمجيد از اين و آن. به سخن ديگر به‌روشني مي‌توان دريافت كه نظر قانون‌گذار در اصل بيست‌وچهارم قانون اساسي بيش‌تر متوجه مطبوعات مخالف عملكرد حاكميت بوده تا موافقان آن. زيرا در هيچ حكومتي-حتي مستبدترين آن‌ها-موافقان حكومت نه‌فقط هرگز مشكلي در داشتن مطبوعات و بيان نظرات خود نداشته بلكه حاكمان به شيوه‌هاي گوناگون آن‌ها را مورد لطف و عنايت خود نيز قرار مي‌دهند؛ و بالعكس مطبوعاتي كه ساز مخالف مي‌زده‌اند با انواع محدوديت‌ها روبه‌رو بود‌ه‌اند.

براي اين‌كه سخن به درازا نكشد به اين مختصر در اين زمينه بسنده مي‌شود و به اختصار به حقوق قانوني مطبوعات مي‌پردازيم:

1) روشن‌ساختن افكار عمومي و بالا‌بردن سطح معلومات و دانش مردم در زمينه‌هاي خبري‌، اجتماعي‌، سياسي‌، اقتصادي‌، كشاورزي‌، فرهنگي‌، ديني‌، فني‌، علمي‌، نظامي‌، هنري‌، ورزشي و امثال آن‌ها از اساسي‌ترين حقوق مطبوعات است.

براي مثال اگر در نشريه‌اي عملكرد يك يا چند نفر از مسؤولان-ولو از ديدگاه مسؤولان مربوطه نابه‌جا-به نقد كشيده شود، نمي‌توان مديرمسؤول يا نويسنده‌ي مطلب را مورد مؤاخذه قرار داد؛ زيرا همان‌گونه كه اشاره شده است نشريات هم "حق دارند و هم مكلفند" كه عملكرد مسؤولان را زير ذره‌بين قراردهند. و بديهي است اين مسؤوليت خطير نمي‌تواند خالي از اشتباه و خطا باشد.

2) ‌هر نشريه‌اي حق دارد از درج مطلب يا مقاله‌ي مقامات دولتي و غيردولتي كه درصدد اعمال فشار بر مطبوعات باشند، خودداري نمايد.

3) ‌هيچ مقام دولتي يا غيردولتي حق سانسور و كنترل نشريات و مطبوعات را ندارد.

4) ‌انتشار اخبار داخلي و خارجي به‌منظور افزايش آگاهي‌هاي عمومي و حفظ مصالح جامعه از حقوق اوليه‌ي مطبوعات است و هيچ نشريه‌اي را نمي‌توان به‌خاطر نشر اخبار- ولو اين‌كه بخشي يا تمام خبر كذب باشد- مؤاخذه نمود، مگر اين‌كه در دادگاه شايسته با حضور هيأت منصفه‌ي منتخب مردم، احراز گردد كه آن نشريه با علم و اطلاع كامل از كذب‌بودن خبر آن‌را منتشر نموده يا آن‌را جعل كرده است و اثبات‌گردد قصد مسؤولان نشريه از انتشار خبر كذب، آن بوده كه اذهان عموم يا مقامات مسؤول را مشوش نمايد؛ زيرا هيچ نشريه‌اي چنين تكليفي ندارد و امكان آن را ندارد كه در مورد صحت و سقم اخبار واصله به تحقيق بپردازد.

‌مثلاً اگر حادثه‌اي از قبيل آتش‌سوزي، زلزله يا انفجاري در محلي رخ دهد، در ساعات اوليه‌ي وقوع حادثه تعداد كشته‌شدگان 100 نفر و مجروحان 200 نفر اعلام‌گردد اما در بررسي‌هاي بعدي مشخص‌گردد كه ميزان تلفات حادثه بيش‌تر يا كم‌تر از ارقام اعلام شده است، هرگز نمي‌توان مسؤولان نشريه يا گزارش‌گر خبر را به‌عنوان نشر اكاذيب يا هرعنوان مجرمانه‌ي ديگر تحت‌تعقيب قرار داد.

5) ‌هيچ نشريه‌اي را نمي‌توان به‌لحاظ انتشار مطلب‌، تصوير‌، كاريكاتور و امثال آن و به ادعاي توهين‌آميز بودن موارد مذكور تحت‌تعقيب قرار داد؛ مگر اين‌كه مورد به‌صراحت دلالت بر توهين نمايد و در عرف مردم نيز توهين تلقي‌گردد.

مثلاً اگر شخصي انگشت شست خود را به‌صورت آخته به‌طرف مقابل نشان دهد، در عرف مردم ايران توهين‌آميز است و مي‌توان مرتكب را مؤاخذه نمود. ولي اگر مرتكب اين عمل، خارجي باشد و در عرف مردم آن سرزمين اين عمل توهين‌آميز تلقي نگردد-همان‌گونه كه در عرف برخي از ملل معناي مثبت نيز دارد-نمي‌توان مرتكب چنين عملي را به‌عنوان ارتكاب عمل توهين‌آميز تحت‌تعقيب قرارداد.

مثال ديگر: چنان‌چه شخص بگويد فلان مسؤول يا فلان مقام "صلاحيتِ داشتن فلان سِمَت را ندارد" انتشار اين گفتار نمي‌تواند جنبه‌ي مجرمانه داشته باشد و نمي‌توان آن‌را عمل توهين‌آميز تلقي نمود؛ زيرا اعلام اين مطلب كه شخصي صلاحيت علمي يا فني يا اخلاقي براي احراز سمت معيني ندارد، في‌نفسه نمي‌تواند واجد جنبه‌ي مجرمانه باشد؛ همان‌گونه كه در قوانين مختلف براي احراز سمت‌هاي گوناگون شرايط مختلفي درنظر گرفته شده است.

6) ‌اظهار‌نظر درخصوص امور مذهبي و ديني و همچنين تحليل پاره‌اي از مراسم و آيين‌هاي مذهبي و شعاير ديني تا زماني‌كه جنبه‌ي روشن‌گري و تحليلي دارند، از حقوق مطبوعات تلقي مي‌گردد و صرفاً درصورتي مي‌توان انتشار مطالب فوق‌الذكر را جرم دانست كه در دادگاه شايسته با حضور هيأت‌منصفه‌ي منتخب مردم‌، احراز گردد كه:

الف) ‌مطلب منتشرشده به‌صراحت موهن است.
ب) ‌قصد انتشاردهنده، اهانت به مقدسات باشد.

‌مثلاً اگر در نشريه‌اي آيين "قمه‌زدن يا زنجير‌زدن" در ايام عاشورا بهنقد كشيده شود، نمي‌توان انتشار اين مطلب را توهين‌آميز تلقي نمود؛ زيرا نشريه در واقعِ امر به رسالت خود كه روشن‌گري افكار عمومي در امور ديني است عمل نموده؛ مگر اين‌كه تحقق دو شرط فوق‌الذكر در دادگاه ثابت‌گردد.

7) ‌انتشار اسناد طبقه‌بندي شده و اسناد نيروهاي مسلح و مذاكرات غير‌علني مجلس شوراي اسلامي و مذاكرات محاكمات غير‌علني دادگستري بدون مجوز قانوني ممنوع است ولي اگر نشريه‌اي اتهامات انتسابي به متهمي را كه در دادگاه غير‌علني محاكمه شده است با رضايت شخص متهم يا بدون ذكر نام و مشخصات متهم منتشر نمايد، اين اقدام نمي‌تواند جنبه‌ي مجرمانه داشته باشد؛ زيرا ذكر اتهامات اشخاص با رضايت آن‌ها يا بدون ذكر نام و مشخصات، نمي‌تواند از مصاديق انتشار مذاكرات محاكمات غير‌علني تلقي‌گردد. بالعكس اگر نشريه‌اي حتي در محاكمات علني قبل از صدور حكم قطعي، اتهامات متهمان را با ذكر نام و مشخصات منتشر نمايد، مي‌تواند تحت‌عنوان افتراء تحت‌تعقيب قرارگيرد.

بديهي است انتشار مطلب به‌طوركلي و بدون ذكر نام و مشخصات متهم يا متهمان به‌نحوي كه به آبرو و حيثيت كسي آسيب نرسد، منعي ندارد.

8) ‌انتشار مطلب، شعر، عكس، كاريكاتور يا هر محصول هنري-ادبي طنزآميزي كه معاني مختلف و متعددي داشته باشد كه هر خواننده يا بيننده‌اي به فراخور حال خود مي‌تواند مطالب مثبت يا منفي از آن برداشت نمايد و به‌اصطلاح صنعت ايهام در آن به‌كار رفته است، نمي‌تواند واجد جنبه‌ي مجرمانه باشد؛ زيرا آثار طنز‌آميز غالباً در عين‌حالي ‌كه با نيشخند تلخي عجين هستند، همراه با حسن نيت و به‌قصد انتقاد سازنده خلق مي‌شوند.

در پايان، ذكر اين نكات ضروري است:

الف) ‌هر جامعه‌اي از افرادي تشكيل مي‌شود كه معصوم نيستند و امكان خطا و اشتباه در گفتار و رفتار آن‌ها وجود دارد.
ب) ‌مسؤولان جامعه، ولو اين‌كه در انتخاباتي آزاد منتخب واقعي مردم به‌شمار آيند، معصوم نيستند و امكان خطا و اشتباه يا تحت‌تأثير وسوسه‌هاي شيطاني قرارگرفتن، براي آن‌ها نيز وجود دارد.

پ) ‌يكي از بهترين راه‌هاي كنترل مسؤولان، نظارت مستمر مردم بر عملكرد آنان از طريق رسانه‌هاي گروهي به‌ويژه مطبوعات مي‌باشد.

ت) ‌مردم در اِعمال حق انتقاد يا انجام تكليف اجتماعيِ نظارت بر عملكرد مسؤولان، نمي‌توانند از خطا و اشتباه مصون بمانند.

ث) قانون‌گذار حقوق فوق‌الذكر را در قانون اساسي و قانون مطبوعات براي مردم و متصديان مطبوعات به‌رسميت شناخته است.

‌نتيجه:

هيچ‌يك از آحاد مردم را نمي‌توان به‌خاطر انتقاد از عملكرد مسؤولان يا سياست‌هاي نظام حاكم-‌ولو اين‌كه انتقاد يا تحليل آن‌ها واجد اشتباه و خطا حتي نابه‌جا باشد-‌مورد مؤاخذه قرار داد؛ زيرا در اين‌صورت مردم به خودسانسوري دچار خواهند شد و از بيم آن‌كه تحت‌تعقيب قرارگيرند، از هرنوع انتقاد و نظارت بر عملكرد مسؤولان اجتناب خواهند نمود و بديهي است كه در اين‌جاست كه فساد اداري و مالي گسترش پيدا خواهدكرد، يأس و نوميدي بر مردم حاكم خواهد شد و جدايي مردم از دولت تحقق مي‌يابد؛ افزون بر آن قانون‌گذاران قانون ‌اساسي و قانون مطبوعات به اهداف والاي خود نخواهند رسيد و اميدواريم كه هرگز به چنين وضعيتي دچار نشويم.

                                حقوق مطبوعات(حقوق به زبان ساده) ـ عبدالفتاح سلطانی (نشریه نامه)


نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 توسط ستاره | لينك ثابت |

مخالفت رهبر ايران با گفتگو با آمريکا (بی بی سی)

اولین چیزی که پس از شنیدن این خبر در نظرم آمد نه این بود که این مخالفت صحیح است یا نیست، که بار ها اندیشیده ام و اندیشیده ایم، گفته ام و گفته ایم.  آنچه فکرم را مشغول کرد این تناقض گوییست. که بود که می گفت می توان بر سر عراق با آمریکا مذاکره کرد؟ به گمانم این تغییر مواضع باعث افزایش این ظن شود که ایران وقت کشی می کند و تقویت این ظن آیا باعث برخورد های سریع و احیانا تند با ایران نخواهد شد؟

و یک نمونه دیگر: آصفی: مذاکرات 'يک وقتی' 'يک جايی' برگزار می شود (بی بی سی)

در صورت‌ تعرض‌ به‌ منافع‌ ايران‌ ؛ وزيري‌هامانه‌: از نفت‌ به‌ عنوان‌ سلاح‌ استفاده‌ مي‌كنيم (روزنا)

آنچه واضح است این که چنین معادله ای نتیجه ای جز باخت برای ما ندارد. زیرا که ما انحصارگر بازار نفت نیستیم و عراق، عربستان و بسیاری از کشور های دیگر هستند جانشین ما. ایران در تامین نفت بسیاری از کشور ها نقشی مهم وغیر قابل انکار دارد اما فراموش نکنیم که باید دید چه کسی بیشتر ضرر می بیند. و از طرف دیگر آن کشور های اروپایی یا آمریکا یا هر جایی که روی این صحبت با ایشان بوده دیگر نیازی به تحریم نفت ایران ندارند. زیرا که ایران در واقع خود این کار را انجام داده. و هم از حربه ی تحریم که وسیله ای نه چندان خوشایند است استفاده کرده و هم از نظر اقتصادی به خویش ضربه زده است . هم جایگاه خود را در افکار عمومی از دست داده و هم شکستی اقتصادی را تجربه کرده است.

برنامه ی اکبر گنجی برای آزادی زندانیان: اعتصاب غذای سراسری در جهان (روز)

مثل اینکه آقای گنجی می خواهند اپیدمی کنند قضیه را. اگر جهان ده تا از این گنجی ما داشت که تا به حال همه ی مردم از گرسنگی تلف شده بودند. آقای گنجی نماد یک انسان رادیکال و تندرو و البته فداکار ودوست داشتنیست. اما ای کاش نگاه می کرد به گذشته. می دید که این کار ها را یک بار دیگر چندین سال پیش انجام داده و نتیجه اش این شده. حافظه انفدرکوتاه مدت؟

پايان‌ غائله‌ متروي‌ اصفهان‌ ؛ چهارباغ‌، ميراث‌ فرهنگي‌ اصفهان‌ است‌(روزنا)

خواب می بینم؟ یک خبر خوش بعد از دوازده ماه و سه روز. اما به نظرم زیادی کوچک است...

 

 


نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385 توسط ستاره | لينك ثابت |