من خودم هرگز نتوانسته ام دقيقا بفهمم که یک فمنیست چه هست. تنها مي دانم كه مردم هروقت احساساتي ابراز مي كنم كه بين من و گل قالی تمایز ایجاد مي کند بهم مي گويند فمينيست هستم.
« تریبون فمنیستی»
جایگاه فمنیسم در ایران امروز کجاست؟ آنچه که مشهود است این است که فمنیسم برای توده ی مردم حتی طبقه ی متوسط شهری غولیست ترسناک که خواسته هایی نامعقول و غیرعملی مطرح میکند. بسیاری می پندارند که فمنیسم خواستار حاکمیت بی چون و چرای زنان بر جامعه است یا گروهی دیگر (به خصوص اسلامگرایان ) جنبش های زنان را مخالف اسلام و تنها هدفش را دستیابی به آزادی پوشش می دانند. در صورتی که جنبش های زنان به خصوص در ایران خواسته ای جز دریافت کمترین حقوق انسانی ندارند. اهداف ما جز از مسائلی روشن و ابتدایی فرا تر نمی رود. مساله این است که زن در ایران(وبسیاری جوامع دیگر) از به کل از حق زیستن محروم است. و خواست ما در درجه اول ملزومات اولیه زندگی چون از بین بردن حق طلاق يکطرفه مرد، منع چندهمسري، حق حضانت فرزند توسط پدر و مادر به طور مشترک، تغییر سن کيفري دختران به 18 سال و.... است و در درجه دوم و در کنار مورد اول برابری، رفع کامل تبعیض جنسیتی و شایسته سالاریست است .این ها هیچ یک نه آن تفکرات وحشتناک درباره فمنیسم را تایید می کند و نه ضدیت با اسلام را. بله، شاید این ها با برداشت هایی سنت گرایانه از دین منافات داشته باشد اما مخالف اصل آن نیست فراموش نکنیم فمنیسیم اسلامی از شاخه های فعال در امور زنان در جهان است. البته این ها تنها نگاهیست به اهداف جنبش و من نه موضوع این بحث و نه در تخصص خود می دانم که به عمق و حاشیه مطلب وارد شوم. کاملا مشخص است بین آنچه هستیم و آنچه که می پندارند فاصله ای بسیار است. حالا اینکه چرا اینگونه شده خود سوالیست مهم تر. تفکر مردسالاری در فرهنگ اسلامی سنت گرایانه (نمی گویم ایرانی که عده ای فریادشان بلند شود ما دوره ی مادرشاهی داشتیم در ایران باستان) جایگاهی محکم دارد و حکومت (به خصوص دولت فعلی) نیز پشتیبان درجه ی اول این تفکر . اما این صرفا آن چیزیست که وجود دارد اما اشکال جنبش در این میان کجاست؟ این امریست غیر قابل انکار که مردم تا حدودی فراموش شده اند و سخت چسبیده ایم به حکومت. اصلاح یک حرکت دو سویه است. یک سر در جامعه و سر دیگر در حکومت. مساله این است که اصلاح جامعه ممکن نیست مگر با اصلاح حکومت و اصلاح حکومت نیز بدون اصلاح جامعه میسر نمی شود.زیرا که حکومت نا سالم اجازه ی اصلاح مردم را نخواهد داد و جامعه ی بیمار فرصت درمان حکومت را... .عدم توجه به عامه ی مردم از مهمترین نقطه ضعف های جنبش های روشنفکریست . بار ها گفتم این که نیاز همه ی مردم است کافی نیست. اگر با آگاهی بخشیدن نیاز را به خواست تبدیل نکنیم تلاش ها بر باد خواهد رفت. البته این را نیز نباید فراموش کرد که انتظار بیش از حد مخرب است. هنوز حتی نمی توان با یقین گفت در آغاز راهیم...
پ.ن: این همه صرفا عقیده شخصی من پیرامون آن چیزیست که در اطراف می گذرد وبی گمان هیچ ادعایی مبنی بر اینکه نظرم کارشناسانه، تخصصی و یا چیزی شبیه به آن است ندارم...
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 توسط ستاره | لينك ثابت |

