تبليغاتX
طبقه دوازدهم
طبقه دوازدهم
درباره وبلاگ
فقط به احتمال و بیشتر از آن، با یقین به وجود در است که آدمی گرد منطقه محصوری می گردد.
الف.بامداد
منوي اصلي
صفحه نخست
آرشيو مطالب
پست الکترونیک
آرشيو مطالب
دوستان
میرکا
آش ایرونی
سبک ایرانی
عبور از راه بی نقشه
آنیما
مستطیل
نگار کویر
بند 209
خبرنامه دانشجويان تهران مركز
یاس و داس
ندای مردم خاموش
بیرجند نیوز
کافه ژورنال
موناد
هراس تلخ اندیشه
میرا
به شکوفه ها به باران، برسان سلام ما را
شیخ حق گو
ما همه خوبیم
مظنونین همیشگی
سرزمین گوجه های سبز
پيوندها
بی بی سی فارسی
روز آنلاین
ایسنا
ادوار نیوز
روزنا
تغییر برای برابری
مدرسه فمنیسیتی
کانون زنان ایران
دکتر سروش
سید محمد خاتمی
مسعود بهنود
محسن کدیور
محمدعلی ابطحی
مهاجرانی و جمیله کدیور
عباس عبدی
عمادالدین باقی
ابراهیم نبوی
سعید شریعتی
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
قالب وبلاگ
امكانات

۱.متاسفانه این روزها اقدامات خلاف حقوق بشر و ضد آزادی تاثیر بیشتری در سرنوشت ما ایرانیان می گذارد. آقای جهانبگلو چند روز یست که دستگیر شده (آن هم به جرم ارتباط با بیگانه!!) و اعتراضات از گوشه و کنار کشور که هیچ از گوشه کنار دنیا برخاسته. بعد نپرسید چه فرقیست بین ایران و هند. نپرسید چرا ما نباید داشته باشیم اما آنها می توانند داشته باشند حق مسلم را. نبودن دموکراسی ثابت می کند اول: خواسته های دولت خواسته های مردم نیست دوم: دولتی که به مردم خودش رحم نمیکند چه تضمینی وجود دارد به مردم جهان رحم کند. (و البته خیلی چیزهای دیگر را نیز ثابت می کند...)

۲.در گویا خواندم: " ممنوعیت پوشیدن لباس آستین کوتاه و تی شرت در برخی واحدهای دانشگاه آزاد" گویا کسی خیال ندارد دست ازسراین لباس های مابردارد. تابه حال که نوبت دختران بود (آخر در این زمینه ها خانم ها مقدم ترند.) حالا دیگر نوبت مردها شده؟ این ها همه باز مضرات آن نبود دموکراسی را دارد...

و اما سوالی که مطرح می شود: چرا درک نمی کنند دوستانمان در حکومت که مدت هاست دیگر زمان تعيين پوشش مردم گذشته؟ دیگر در این عصر نمی توان ماهواره جمع کرد؟ دیگر نمی توان مردم را از بیان عقایدشان منع کرد؟ دیگر نمی توان اطلاع رسانی را محدود کرد؟ چرا قرن بیست و یکم را درک نمی کنند؟ شاید: ۱. درك مي كنند اما مي هراسند از عمل به آن. در صورتي كه بار ها گفتم دموكراسي نه مخرب بلكه مولد است. قدرت را تثبيت مي كند و پايه هاي حكومت را محكم. حتي اگر قدرت ضد مردم باشد دموكراسي به اصلاح آن برمي خيزد نه به تخريب آن. (بخوانيد مقاله استاد بهنود را در يكي از مضرات نبود آزادي بيان) فقط در يك صورت است كه آزادي ضد قدرت خواهد شد: اول زماني كه آنقدر دير به داد مردم رسيده باشي كه چنان تند و خشمشان لبريز شده باشد كه ديگر نه خود بشناسند و نه آزادي.( در واقع هدف آزاديست اما روش ضد آن) يا اين كه خود مردم تندرو باشند يا هردو. كه در اين صورت نيز چاره اي نيست جز بخشيدن ازادي به مردم اما همراه با سياست هايي. و شايد هم: 2. چنان از جايگاه خود مطمئن و چنان غرق در قدرت خيالي خود شده اند كه آن را خدشه ناپذير بپندارند. . نه از مخالف جهان حركت كردن حراسشان است و نه از مردم را سركوب كردن.... واي اگر چنين باشد.... اي واي....

 


نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 توسط ستاره | لينك ثابت |