گفتم كه گفتني ها قبلا گفته شده، فقط چند نكته را يادآوري كنم، اينكه در اين چند روزه دوستاني را ديدم كه حتي مخالف نظام بودند (که ما به آن صورت نیستیم) اما مسئله انرژي هسته اي را حق ملي و حق مسلم ما مي دانستند بايد در پاسخ گفت زماني انرژي هسته اي حق مسلم كشوريست كه داراي دموكراسي، ثبات و حد متوسطي از رفاه باشد. کیست که آمار وحشتناک اعتیاد و فقر را نداند؟ آیا کشوری که دموکراسی ندارد و به مردم خودش رحم نمی کند به حقیقت می توان تضمین کرد به جهان رحم کند؟ و دیگر این که اگر هم حق ما باشد روش مذاکره و گفت گوی عاقلانه است، نه این روش...در جهان امروز گفتگوست که حرف اول را می زند و میانه روی و دموکراسی...
و بدانيد شجاعتی در کار نیست . مگر نه اين كه آنچه معامله مي شود زندگي مردم است؟ در اينجا به ياد مثال استاد بهنود افتادم در يكي از مقاله هايش. نوشته بود: گويند دو زن بودند كه ادعاي مادري كودكي را داشتند قاضي براي دريافتن حقيقت گفت كه كودك را نصف كنيد و هر نيم را به يكي بدهيد مادر حقيقي فرياد زد: باشد، مال او. آيا اين شجاعت به دليل اين نيست كه براي مردم ارزش كمي قائل مي شوند؟ دقت كنيد به اين موضوع كه هر گاه منافع نظام در خطر باشد و اين را احساس كنند(افسوس كه گاهي چنان محو بازي خويش شدند كه آن را باور مي كنند و حتي خطر را براي خودشان هم احساس نمي كنند) قدمي پا پس مي كشند. و حتي مي دانيد اگر اين شجاعت واقعي هم بود باز هم روشي درست نبود زيرا درست عاقلانه فكر كردن است و هزينه ها را تشخيص دادن و كاري كم هزينه و پر سود انجام دادن و شجاعت حقيقي، عاقل و منطق بودن است.
افسوس که مدت هاست می بینیم مزد گورکن از آزادگی آدمی فزون شده. حق مسلم ما آزادیست هم وطنان من، آزادی و حق انسان بودن، حق حیات و شاید روزی انرژی هسته ای...
پ.ن: و پاسخ اين نظر: ایكاش با نصیحت كردن جلاد ، شكنجه گر و مزدور و.... انسانی فكر میكرد ، ارزوی محالی است در این عصر .
شما اگر نفعی در این نظام ، جنگ و جنایت و فقر و فحشا ، ندارید ، بهتر است بجای نصایح مولانائی كه باعث دعوت و تحریك ، طرفداران و مزدوران حكومت جمهوری اسلامی ناب محمدی ، به جوابیه و حق تفكری می شود ، به لا اقل افشاء و رسوائیش بپردازید ، نه ؟؟!!
و ان « اصلاحات تنها راه .. » را از سر تیترتان بردارید ، چون در مبارزه سیاسی تنها ئی انسانی نبوده و مو جود نیست ...
دوست من انتقادتان ترتيب اثر داده شد. تنها راه به بهترين راه تغيير پيدا كرد. مسلما تنها راهي وجود ندارد و اين مطلق گرايي است. اما دقت كنيد تغيير پيدا كرد و اصلاح، كه هرگز نخواسته ام برداشتن را. و درباره افشاگري دوست عزيز من به اندازه كافي افشاگري مي كنم اما آنچه شما به آن افشا گري مي گوييد به جاي آگاهي باعث محدوديت ديد مي شود، نه گسترش آن. دوست عزيز تندروي، انسان بودن را فراموش كردن، اغراق كردن، دعوت به مبارزه كوركورانه و به كار بردن سخنان تند درباره همان( به قول شما) مزدوران نفرت را فزون و چشم عقل را كور مي كند و ديد غير منطقي را گسترش مي دهد. فراموش نكنيد تجربه بيست و هفت سال پيش را .كه تاريخ به حقیقت همه تجربه است.
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 توسط ستاره | لينك ثابت |
