لحظاتی است که از درون نعره بر می خیزد ولی باید خاموش بود. لحظاتی است که شعله خشم شما را می سوزاند ولی باید خونسرد ماند. لحظاتی است که بی عدالتی فاحش است و پاسخی جز چند دشنام گزنده ندارد ولی باید منطقی سخن گفت. باید دائما انسان بود و انسان بودن به سخن گورکی وظیفه ایست بزرگ.
از دیدار خویشتن (احسان طبری)
۱.مثال فرانسوی است: "a bon entendeur,salut"
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384 توسط ستاره | لينك
ثابت
|
دیر رسیده ایم. جمعیت را متفرق می کنند.بعضی می گویند نرویید. زنی محجبه فحش می دهد. مرد به او می گوید تو با این چادرت چرا قاطی این ...ها شدی؟ زن می گوید بی شعور .مرد به او کاری ندارد .نهایتا یک لگد نسیبش می شود. می توان گفت شانس اورد. می گویند برید زود باشید. البته نه انقدر خشک و خالی. همراه با مخلفات می گوید. مردم می روند . بعد چه می شود؟ ناگهان با سرعت حمله می کنند. همه را. مردم فریاد می زنند :وحشی... اخ پشتم... چه ضربه ای... کمرم... فقط می دوم... دوستانم چه ؟ ولی فقط می دوم و فریاد می زنم عدل علی کجاست؟؟ کجا؟ کجا؟
کنار خیابان جلوتر: زنی می گوید برید اینجا واینسنستید. یکی دیگر بند کفشم را می بندد. "ش" کنارم است. "س" گم شده. نگرانیم."ش" می گوید دیده اش که با باتوم زدندند تو کمرش...فریاد کشیده...با مبایل تماس می گیرد... می گوید در یک رستوران است... می اید... نمی تواند راه برود... گریه می کند... خانمی می گوید گریه نکنید، اونا دوست دارن گریه شما رو ببینن... ان یکی می گوید تازه شروع مبارزه است... می گویم: ای بابا کدام مبارزه؟ ما نیامدیم مبارزه کنیم. قرار بود تجمعی ارام باشد. وای که دلم برای خودشان می سوزد نمی دانند اخرو عاقبش چیست...باز یک بازی همه باخت. نمی دانم چقدر از این ها را به زبانم اوردم....خانمی دربست می گیرد با هم سوار می شویم....نمی توانیم به خانه برویم...مادرهایمان،ما،با این وضع...ماشین حرکت می کند...اولین درمانگاه لطفا...
درمانگاه: خبری از دکتر نیست. مسئول بخش می گوید چه شده؟ می گوییم. می گوید ای بابا کی حق ما رو می ده؟ چه فایده ای داره ادم جونش رو به خطر بندازه...بعد از یک ربع دکتر می اید... نهایتا می گوید چیزی نیست ولی بهتر است عکس بگیرید. در دل می گویم عکس با کدام پول؟ و پول ویزیت هم نمی گیرد...ان خانم خداحافظی می کند سوار ماشین می شویم ....با مقصدی نا معلوم....
داخل تاکسی: فکر می کنیم... به که زنگ بزنیم... از که کمک بخواهیم... به ان یکی "س" زنگ می زنم... کمک چندانی از دستش بر نمی اید... "ش" می گوید چقدر لوس تقاضای کمک کردی... اعصابم به هم ریخته... نهایتا خانم "ف" به دادمان می رسد...
...کلینیک: دیگر اخر بازیست. بازی؟ شاید. دکتر می گوید چیزی نیست. به پماد و مسکن اکتفا می کند . به خانه بازمی گردیم.
به هر حال حالا در خانه ام و چیزی نمانده که از خستگی روی کی برد خوابم ببرد...اما چیزی که خواستم بگویم این بود که این ماجراها نه تنها اعتقاد مرا مبنی بر نتیجه دادن اصلاحات (و می دانید که هنوز هم به اصلاحات از نوع دوم خردادی اش معتقدم نه بر اساس عقیده بعضی هر جنبشی که مصلحانه نباشد) کمتر نکرد بلکه راسخ تر هم شده ام. زیرا وخامت وضع را بیشتر دریافتم. این که هنوز کجاییم. این که باید چقدر بیاموزیم چقدر با اعمال تند و ارمان گرایی وضع وخیم تر می شود، اینکه شرایط تا چه اندازه ای به شرایطی در تاریخ شبیه شده است، شرایطی که اگر تندروی نمی کردیم اینجا نبودیم که هستیم. پس اصلاح ان ها حتی برای ما از مفیدتر است تا خودشان و نکته دوم اینکه چقدر باید برای انان که دستور این عمل بی شرمانه را دادند و چه انان که عمل کرده اند دل سوزاند... می بینم روزی را که صبر مردم اکثرا تندروی ایرانم لبریز شده روزی که تک تکشان را...و به خاطر این حماقت چه هزینه ها باید بپردازند... از روز روشن تر است روزی که بگویند صدای انقلاب شما مردم ایران را شنیدم و دیگر برای گفتن این جمله بسیار دیر شده... کتاب شاملو را باز کردم این شعر امد:
نخستین سفرم بازامدن بود از چشم اندازهای امید فرسای ماسه و خار بی انکه با نخستین قدم های نا ازموده ی نوپای خویش به راهی دور رفته باشم نخستین سفرم بازامدن بود .
مرتبط: گزارش بی بی سی، گزارش روز، گزارش گویا، گفتگوی راديو فردا با سيمين بهبهاني درباره حمله به تجمع زنان در پارک دانشجو، بانوي شعر ايران زير ضربات باتوم، گفتگوي اختصاصي "ايران ما" با سيمين بهبهاني و چند فعال امور زنان در باره تجمع روز زن در پارک دانشجو، من سهم مهرورزیم رو گرفتم! هر کی نیومده بود، گردن خودش!، آره حق با ما است، خشونت خشونت خشونت، جهان بهتري ممكن است به دور از هرگونه خشونت،سیمین خانم
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1384 توسط ستاره | لينك
ثابت
|
فراخوان برای مراسم 8 مارس در پارک دانشجو
«جهان ديگري ممکن است»
ما جمعی از زنان ايرانی برای اعلام همبستگی با زنانِ جهان و محو هرگونه نابرابری، تبعيض، خشونت؛ و برقراری صلح، عدالت، برابری، و آزادی؛
در روز جهاني زن (چهارشنبه ۱۷ اسفند – ۸ مارس)
از ساعت ۱۶ تا ۱۷ در پارک دانشجو گردهم میآييم.
از علاقهمندان دعوت میکنيم در اين جشن حضور يابند.
پرستو دوکوهکی (زن نوشت):همانديشی زنان (در واقع شبکهی سازمانهای غيردولتی زنان) برنامهاش تجمع آرام است در پارک دانشجو. يکجور نشست در سکوت؛ با پلاکاردهايی که در دست میگيرند. از ساعت 16 تا 17 روز چهارشنبه، 17 اسفندماه.
برنامهای که اعلام شده در پارک لاله، به هيچيک از گروههای شناختهشدهی زنان مربوط نمیشود. برنامهای است انحرافی که معلوم نيست سرش کجاست!
امشاسپندان:ایمیل هایی از دوستان شناس و ناشناس دریافت می کنیم که از چند و چون فراخوانی که برای تجمع روز 17 اسفند در پارک لاله منتشر شده است سوال می کنند. بعد از ان که مقادیری دهنمان از تعجب باز ماند که چی؟ تجمع؟ کجا؟ ما؟ ...بالاخره این صفحه را دیدیم. عده ای از مبارزان که معلوم نیست اسم و رسم آنها چیست و اصلن کجا هستند لوگویی را که مرکز فرهنگی زنان دو سال پیش برای فراخوان گردهمایی در پارک لاله طراحی کرده بود را در کمال پررویی به سرقت برده و این ذهنیت را ایجاد کرده است که مراسم این بار نیز به دعوت مرکز فرهنگی زنان برگزار می شود. برنامه های 8 مارس امسال مرکز فرهنگی زنان هنوز اعلام عمومی نشده است و باید به اطلاع برسانیم که تجمع در پارک لاله نه از برنامه های ما است، نه به دعوت ما و نه ما در ان شرکت می کنیم.
موافقم که لحن این دوستان چندان خوب نیست اما سخن هردو به خصوص خانم دوکوهکی از اعتبار برخوردار است. به نظرم لازم باشد دوستانی که برای تجمع در پارک لاله فراخوان داده اند جوابگو باشند. بخصوص لطف کنند و بگویند که سازماندهی این تجمع از طرف چه سازمانی است.
و همچنین:

ودیگر اینکه:
هشت تا هشت» عنوان کلی برنامهای است که با شعار «نه»، روز چهارشنبه، 17 اسفند برابر با 8 مارس با همکاری کانون زنان ایران، مرکز کارورزی سازمانهای جامعه مدنی، سایت زنان ایران و موسسهی راهی برگزار می شود.
این برنامه که به طور همزمان در دو سالن مجزا اجرا میشود شامل دو میزگرد است: «بررسی و تحلیل جنبش زنان؛ از 8 مارس گذشته تا 8 مارس امسال» با حضور شهلا لاهیجی، فاطمه صادقی، بابک احمدی، حمیدرضا جلاییپور و شادی صدر و میزگرد وبلاگنویسان دربارهی «سانسور زنان در اینترنت» با حضور دکتر شيرين احمدنيا، لیلا نظری (از کميتهی پیگيری سانسور زنان)، فرناز سیفی، مریم میرزا و پرستو دوکوهکی.
نمایش فیلم «ماده 61»، ساختهی مهوش شیخالاسلامی و نمایش خیابانی «همچنان ایستاده و زندهایم» نوشته و اجرای آینا قطبییعقوبی و هنرمندی گروهی از دانشجویان دختر دانشگاه هنر دانشگاه آزاد اسلامی، فلش «8تا8» و سه اسلایدشو با موضوع عکسها و نقاشیهایی دربارهی زنان و وقایعی که از سال گذشته تا امسال در حوزهی زنان رخ داده است بخشهای دیگری از این برنامه را تشکیل میدهد. مرور مطبوعات در یک سال گذشته نیز جزئی از برنامه است.
برنامه که از ساعت 9:30 صبح شروع می شود و تا ساعت 5 عصر ادامه دارد، در مجموعهی فرهنگی شقایق واقع در خیابان ولی عصر، پایین تر از پل پارکوی، پلاک 1541 برگزار خواهد شد.
ادامه و دعوت:
ميزگرد وبلاگنويسان، اگر همهچيز سر جای خودش باشد، قرار است 14 تا 16 برگزار شود. موضوعش فيلترينگ است و بخصوص فيلترينگ وبسايتهای زنان و واژههايی که به نوعی به جنسيت زن برمیگردد. خوشحال میشويم بياييد تا ميزگرد و پرسشوپاسخ (تريبون آزاد) بعد از آن پرمايه شود. شايد هم کمپينی قویتر از گذشته شکل بگيرد.
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384 توسط ستاره | لينك
ثابت
قصدم این بود که از خانم افروتن بنویسم تا نکاتی را یاداور شده باشم و نیز یادی کرده باشم از روزنامه نگاری و البته نه قهرمانی، که از قهرمان پرستی سخت بیزارم و ایشان هم قهرمان نیست اما نیاز به مشورت با دوستی داشتم که متاسفانه مقدور نشد و ان را به اینده موکول کردم، بگذریم که مجال بی رحمانه اندک است...
انچه در چند روز گذشته تیتر روزنامه های ایران را به خود اختصاص داده بود حمله تروریستی به مرقد امام دهم شیعیان بود و البته نکته اولی که به چشم می خورد توجه شدید به در و دیوار حرم .و لابد می گویند که نماد است. باید گفت نماد شیعه ساختمان است یا انسانیت؟ کشته شدن انسان ها از اهمیت بیشتری برخوردار است یا خراب شدن ساختمان؟ با این حال مسائلی هست که از اهمیت بیشتری برخوردار است و ان اینکه مقصر کیست و مجرم چه کسیست؟ بعضی مقصر را غرب و در واقع اشغال گران می دانند این پاسخ از طرفی درست و از طرفی نادرست می نماید. نادرست از ان جهت که اینگونه رفتارها پدیده ای نو نیست و برخاسته از یکی دو سال اخیر نیست و سابقه طولانی دارد و درست است از این جهت که خب مسئولیت برقراری امنیت اکنون با اشغالگران است که خود پذیرایش شدند و طبیعتا در هر حادثه ای بخشی از مسئولیت را بر دوش می کشند .اما اینکه مجرم کیست سوالیست که پاسخ دقیق به ان ممکن نیست اما چیزی که مشخص است اینست که غرب از این واقعه به همان دلیل که خود اغازگر بازی بوده سودی نمی برد و تجربه حمله به عراق ناموفق تر نشان داده می شود . طبیعتا امریکا در تسکین افکار عمومیش نا کام خواهد ماند و سود دیگری که بعضی تصور می کنند که امریکا خواهان ان است تحریک مسلمانان است که البته سخت در اشتباهند. زیرا برای تحریک تندرو ها نیازی به این گونه هزینه های عظیم نیست. این گونه نا ارامی ها فقط باعث می شود که تا حدودی حق هم به انها داده شود که به دلیل نا ارامی های حاکم دست به تندروی می زنند. و طبق معمول ماندند گروه های تروریست و متعصب...
نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1384 توسط ستاره | لينك
ثابت
|